السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
366
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
چهل نفر از سران قريش اين پيمان را امضا و مهر كردند و آن را مدتى در كعبه آويختند . گفته مىشود : قريش از سرقت اين سند ترسيدند ، لذا آن را به خانهء مادر ابو جهل انتقال دادند . « 1 » اين پيمان بىمهرى و بيدادگرى ، مطابق مشهورترين روايات در سال هفتم بعثت بود . برخى آن را در سال ششم دانستهاند . ابو طالب به خاندان هاشم دستور داد كه رسول خدا ( ص ) را با خود به شعب ابو طالب ببرند . فرزندان مطلب بن عبد مناف نيز همراه آنان بودند ، مگر ابو لهب . تا سال دهم بعثت در اين درّه بودند . قريش مراقبانى گماشته بود تا هيچ كس نتواند براى محاصرهشدگان غذايى ببرد . آنها از اموال خديجه و ابو طالب مصرف مىكردند تا اين كه تمام شد . از اين رو به ناچار از برگ درختان استفاده مىكردند . كودكان در فشار گرسنگى ناله مىكردند و مشركان صدايشان را از آن سوى شعب مىشنيدند و براى همديگر بازگو مىكردند . در حالى كه برخى مسرور و شادمان مىشدند ، كسانى ديگر اين كار را سرزنش و مذمّت مىكردند . مىگويند : در ميان مشركان ، كسانى با مسلمانان همدردى مىكردند . اين احساس همدردى غالبا از سوى افرادى بود كه با مسلمانان رابطه نسبى و خويشاوندى داشتند . همانند ابو العاص بن ربيع و حكيم بن حزام . البته ما ، در اين باره ترديد داريم . مسلمانان جز موسم حج در ماه ذى حجه و ايام عمره در ماه رجب نمىتوانستند از شعب ابو طالب بيرون آيند . آنان در اين روزها در شرايط سختى به خريدوفروش مىپرداختند ، زيرا مشركان پيشاپيش با هر تازهواردى به مكّه ملاقات مىكردند و با پيشنهاد قيمتهاى گزاف او را به طمع مىانداختند ، مشروط بر اين كه چيزى به مسلمانان نفروشد . ابو لهب در اين كار جلودار بود .
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، 19 / 16 .